تبليغاتX
مــهـــــاجـــــران

مــهـــــاجـــــران

پایگاه تخصصی مردم شناسی

سرگذشت تهران از دیدگاه مردم شناسی

راهی ست برای خوب دیدن اطراف خود

                                                                                  با کمک یک مردم شناس

                                                                                                                                            قسمت هشتم

  

محله های تهران

دیه تهران پیش از آن که به دور آن حصار کشیده شود  دوازه محله داشت که متاسفانه نام و موقعیت دقیق انها را نمی دانیم .ولی شاید بتوان گفت که محله های چون عودلاجان  چال حصار وسنگلج از جمله  محله های کهن باشند

محله عربها

آغا محمد خان قاجار که پس از گذشت کریمخان زند از شیراز فرار کرده به تهران آمده بود توانست همدستانی برای خود دست و پا کند که از جمله آنها اعرابی بودند که نادر شاه انها را از فارس کو چانده و در وارمین ساکن کرده بود .بعد ها پس از به تخت نشستن آغا محمد خان سر جنبانان این طایفه به امر وی محاه عربها را در تهران ساختند.

محله عودلاجان

محدود به ضلع  شرقی ارگ سلطنتی و حدود مسجد شاه و شمال خیابان بوذر جمهری شرقی بازار عودلاجان یا بازار کلیمی ها و محله یهودیان و پامنار

روانشاد دکتر حسین کریمان درباره عود لاجان می نویسد:

نام عودلاجان متعلق به دورانی است که مردم این شهر به لهجه خاص محلی خود که مشابهت تام وتمامی به لهجه ده نشینان کنونی شمیران داشته است سخن می گفتند این کلمه ظاهرا صورت تعریب یافته ((اودلاجان)) بوده است(( آن ))در آخر پسوند مکان است و ((او ))نیز بی گمان همان تلفظ محلی آب است.

محله سنگلج

سنگلج از غرب ارک سلطنتی به خیابان شاپور یا حنیف نژاد تا دروازه قزوین - حدود میدان شاه- بازار چه قوام الدوله محدود می شد .این محله نیز در خیابان مولوی غربی به سوی غرب دروازه محمدیه قرار داشت دروازه محمدیه را دروازه نو یا دروازه غار قدیم نیز می گفتندو این دروازه در محله پاقاپول یا میدان اعدام - میدان محمدیه بعدی - واقع بود

نام سنگلج نیز احتمالا نامی کهن و باستانی باشد زیرا امروزه نام جایگاهی جغرافیایی در بد خشان افغانستان است که به سنگلیچ شهرت دارد.

محله بازار

این محله در سه راه مسجد شاه انتهای خیابان ناصریه و امتداد خیابان جبه خانه یعنی خیابان بوذر جمهری تا انتها بازار بزرگ- بازار بزازها- و بازار چهل تن-  قرار داشت

در واقع محله بازار در مرکز هسته اصلی تهران باستان قرار داشته و محله عودلاجان از سوی شرق و سنگلج از سوی غرب و گوشه ای از محله چال میدان  در شمال سید اسماعیل به آن زاه داشته اند.

محله چاله میدان یا چالمیدان

چاله میدان به جنوب بازار چهل تن امامزاده سید اسماعیل . میدان مال فروش ها و میدان امین السلطان محدود بود وبه محله های گمرگ و خانی آباد و دوازه غار و پاقاپوق راه داشت.

محله دولت بعدها یعنی در دوره ناصر الدین شاه محله بزرگ دیگری در تهران شکل گرفت که محدوده ان شامل خیابانهای لاله زار شاه آباد اسلامبول علاالدوله لختی واگن خانه دوشان تپه دورازه دولت و متعلقات ان می شد در همین زمان دروازه  های جدیدی نیز در شهر تهران پدید امد که به نوبه خود به وسعت شهر افزود

 

+ نوشته شده در  87/02/17ساعت   توسط علیرضا مهاجران  | 

سرگذشت تهران از دیدگاه مردم شناسی

راهی ست برای خوب دیدن اطراف خود

                                                                                  با کمک یک مردم شناس

                                                                                                                                            قسمت هفتم

انتفال استخونهای کریمخان از شیراز به تهران

از دیگر کارهای  عجیب آغا محمد خان قاجار این بود که به رحمان خان یوز باشی بیات دستور داد که استخونهای کریخان زند را از شیراز به تهران آورده و در عمارت خلوت کریخانی در قسمت زیر راهرو دفن کنند تا هنگام سلام پایمال او و مستخدمینش باشید

سلطنت فتحعلیشاه قاجار

پس از کشته شدن آغامحمد خان قاجار، فتحعلیشاه بر تخت شاهی نشت و در دوران طولانی حکومت هیمن پادشاه  بود که بخشهای مهمی از ایران از جمله شانزده شهر قفقاز در جنگهای ایران و روس جدا شد و از دست رفت .نتیجه این دو جنگ عهد نامه ننگین گلستان و ترکمن چای بود که آثار شوم آن تا پایان دوره قاجاریه وحتی پس ازآن نیز ادامه داشت.

ورود نمایندگان انگلیس وفرانسه به تهران

در دوره سلطنت فحلیعلشاه قاجار به سبب اغراض استعماری سه کشور رقیب انگلیس وفرانسه و روسیه اهمیت ایران در نظر اروپاییان افزایش پیدا کرد. و ازاین ماموران سیاسی این کشور ها به ایران راه یافتند وهریک بنابر ماموریت خاصی که داشتند، در بازگشت سفرنامه و کتاب خاطراتی نوشتند

 

+ نوشته شده در  86/05/19ساعت   توسط علیرضا مهاجران  | 

 

سرگذشت تهران از دیدگاه مردم شناسی

راهی ست برای خوب دیدن اطراف خود

                                                                                  با کمک یک مردم شناس

                                                                                                                                            قسمت ششم

علل انتخاب تهران به عنوان پایتخت

۱- نزدیکی به بلوکهای حاصلخیز

۲- نزدیکی به ایل  افشار  ساوجبلاغ و غرب ورامین  که هواخوهان اغا محمد خان بودند .

۳-  هم مرزی تهران با استرآباد - مازندران - که ستاد نیروی آغا محمد خان  در آنجا مستقر بود .

آغا محمد خان که ظا هرا  علاقه  چندانی به باقی گذاشتن نام خود  از راه ساختن بنا های عالی   نداشت ، با وجود  آنکه تهران را به پایتختی  ارتقا  داد خود کمتر به این شهر پرداخت . وی  که در سال۱۲۰۶ به شیراز لشکر کشی کرد  دشتور داد قصر وکیل را ازبین برده پردهای  ، نقاشی  ، آیینه های قدی ، مرمرها ، ستون های بلند  ، در های خاتم  کاری ، زرنگاری ها  و سایر وسایل  تزینی قصر را به  تهران  انتقال دهند و در ایوان  دارالاماره که در زمان کریمخان زند  در تهران  ساخته  شده بود نصب کنند. این نخستین تغییراتی بود که در ساختمان ایوان دارالاماره شاه زند داده شد . بعدها  سقف این ایوان  را به تناسب  ارتفاع  ستون ها بالا برده . در دوره های بعدی  نیز  طبعا تغییراتی  در دارا الامار ه تعران  پدبد آمده

مرگ آغا محمد خان  قاجار

نخستین شاه قاجار سرانجام  درشب بیست و یکم  ذو الحجه سال ۱۲۱۲ درست پس از فتح قلعه شوشی به دست سه تن  از خدام خود  در گرجستان  به قتل  رسید.

به احترام شاهان قاجار مورخین ازبیان علت واقعی قتل آغا محمد خان  خوداری کرده  و همین  قدر نوشته اند  که پا دشاه  قصد  داشته  نو کر های  شخصی  را برای تقصیری  بکشد  ولی چون اطرافیان به او تذکر  دادند که شب جمعه  است ،  وی نیز از کشتن  نوکران  را به صبح شنبه موکول کرد و اما نو کران  که از عفو شاه مایوس بودند.  باهم تباهی  کرده ، شبانه به خوابگاه شاه  وارد شدند و او را کشتند .اما تقصیر نوکرها چه بود مورخین اشاره بدان نکردند.

ماجرای خربزه قجری

درایام محاصره قلعه شوشی ، تعدادی خربزه  برای شاه آورده و تحویل آدار خانه داده بودند . شاه دستور داده بود تا هر وعده  نیمی  ازیک خربزه راکه یک ظرف می شود در سفره غذای او بگذارند . اما خربزه ها زود تر  از موعد شاه با خود حساب کرده بود  تمام می شود .آغا محمد خان روز  آوردن  خربز ه ها و اینکه  چه تعداد آن به مصرف رسیده و چه تعداد باید باقی مانده باشد را دقیقا تعیین می کند  و از آبدار باقی را مطالبه می نماید .  ابدار هم نجات را در حقیقت گویی می بیند  و اعتراف می کند  که با دو نفر از پیشخدمت ها  آنها را خورده اند شاه نیز برای همین جرم امر کشتن هر سه می دهد.  لیکن اطرافیان به خاطر او می اورند که شب جمعه  است و شاه نیز  مراسم اعدام را به صبح شنبه موکول می کند . محکومین  هم که تجربه  می دا نستند که حکم شاه استیناف  پذیر نیست ، شب  شنبه سه نفری وارد اتاق خواب او شده  کارش را می سازند و  جواهر  های سلطنتی را برداشته و فرار می کنند.

 

 

+ نوشته شده در  86/01/21ساعت   توسط علیرضا مهاجران  | 

سرگذشت تهران از دیدگاه مردم شناسی

راهی ست برای خوب دیدن اطراف خود

                                                                                  با کمک یک مردم شناس

                                                                                                                                            قسمت چهار

چال میدان و چال حصار

چنانکه می بینیم بنا به گفته اعتماد السلطنه انتخاب نام چال میدان و چال حصار برای دو محله ی قدیمی تهران ، مربوط به خا کبرداری از این برای ساختن برج و باروی شهر است ، اما این وجه تسمیه چندان هم منطقی به نظر نمی رسد . باز اگر  خاک چالها برای ساختن دیوار ارک سلطنتی به کار  رفته بود شاید می شد  تا اندازه ای چنین فرضی را باور داشت  ولی چال حصا رو به ویژه چال میدان فاصله زیادی از ارک دارند . نکته ی  دیگر اینکه اگر این خاکبرداری برای ساختن با رو های شهر تهران بوده است ، چرا   تنها ازاین دو محل صورت  گرفته  که فاصله ی زیادی با شمال و شمال غربی و شرقی و حتی جنوب بارو داشته اند و چرا از شما تهران به ویژه از درون  شهر و نه ازبیرون آن خاکبرداری نشده است حتی اگر  فرض کنیم که خاک این دو محل برای ساختن برج  و باروی بلند شهر حمل کنند ، بلکه اکثر نقاط پهنه تهران که در کنار با رو قرار داشت چنانکه  امروز هم آشکار است - خاک خوبی دارد بنابراین ، این دو نام یا دست کم نام چال حصار ، نامی قدمی و متعلق به روزگاری است که تهران در زیر زمین ساخته می شد.

همچنین  گویا کلمه چال و در ترکیب نامهای  برخی دیگر از امکان تهران قدیم که همه در محل دیه با ستانی تهران قرار دارند - نیز آمده است . مثلا حمام چال و مدرسه چال دربازار و چال زنبورک خانه - معروف به گود زنبورکخانه در شمال خیابان مولوی و نظایر اینها . تعدادی از خانه های زیر زمینی تهران  نیز  روزگاری دراین محلها قرار داشته است .

حدو مرز تهران با برج و بارو

باری ، سر انجام  تهران دارای برج و بارو شد حد و مرز تهران با برج و باروی شاه تهماسبی بر طبق نقشه ای که از تهران آن زمان  موجود  است  بر حسب خیابانهای کنونی به ترتیب زیر بوده است :

۱- حد شمالی خیابان امیر کبیر ( چراغ گاز ، چراغ برق ) میدان سپه و خیابان سپه سابق

۲- حد جنوبی خیابان مولوی کنونی

۳- حد غربی، با اندکی انحراف خیابان شاپور سابق

۴- حد شرقی خیابان ری فعلی

چهار دروازه تهران

چهار دروازه تهران که در چهار سوی شهر قرار داشت و در زمان صفویه احداث شد  عبارت اند از :

۱- دروازه حضرت عبدالعضیم یا دروازه اصفهان ، که در شمال خیابان مولوی و درابتدای بازار دروازه یا بازار حضرتی قرار داشت

۲- دروازه دولاب ، در مدخل بازار چه نایب السلطنه ، در خیابان ری فعلی

۳-  دروازه شمیران ، در مدخل خیابان پامنار

۴- دروازه قزوین در مدخل بازار چه قوام الدوله در میدان  شاپور سابق

در نقشه دارالخلافه  تهران قدیم ترسیم سال۱۲۷۵ ه ق به جای چهار درو ازه  شش  دروازه  دیده می شود  یعنی غیر از چهار دروازه  یاد شده ، دو دروازه دیگر یکی در شمال و یکی در جنوب  قرار دارد که در نقشه  مشخص است . اسن دو دروازه بعد از دوره صفوی ساخته  شده . دروازه ای که در شمال قرار دارد دروازه  ارک یا دروازه دولت است و دروازه ای که در جنوب قرار دارد دروازه محمدیه یا دروازه نو بوده است

دروازه شمال ارک دولتی از بناهای  افغانهاست . زیرا آنها  یک جانب هر ارکی را که در ممالک محروسه بنا می کردند به صحرا وصل می نمودند تا همیشه راه گریز داشته باشند  علاوه براین افغانها روی خندق شمالی مقابل دروازه دولت پلی ساختند که راه ورود به ارک بود .

دروازه دیگر دروازه محمدیه است که در زمان  محمد شاه قا جار ساخته شد و به آن دروازه نو یا دروازه غار قدیم نیز می گفتند ، این  دروازه درمحله پا قاپول یا میدان اعدام قرار داشت.

پایان قسمت پنجم 

+ نوشته شده در  85/12/10ساعت   توسط علیرضا مهاجران  | 

سرگذشت تهران از دیدگاه مردم شناسی

راهی ست برای خوب دیدن اطراف خود

                                                                                  با کمک یک مردم شناس

                                                                                                                                            قسمت چهارم

سقوط ری و رونق تهران

    گفتنی است که طی این دوره آنجه که از ری باستان و ری اسلامی بر جای مانده بود به وسیله ی مغولان نابود شد وتقریبا چیزی از این شهر بر جای نماند و شهری که به عروس شهرهای جهان معروف بود دیگر روی آبادی ندید . طوری که از این پس درتمام نوشته ها ازاین شهر با نام ویرانه ها و خرابه های ری یاد می شود . البته لازم به یاد آوری است که شهر ری پیش از پیش از یورش مغول نیز کمابیش روبه ویرانی داشت  زیرا بنا و شواهد تاریخی  جنگها ی مداوم میان گروههای مذهبی ری خود در ویرانی این شهر دخیل بوده است . زکریا قزوینی می گوید : اهل ری بعضی شافیعه اند و بعضی حنفیه ... و تعصب بین الفرقین بسیار است تا آنکه اکثر اوقات به کارزر می انجامد وهمه وقت ظفر شافعیه را با شد با وجود قلت آنها و غالب عادات بر اهل ری قتل وسفک است. پس از مغولان ٬ ری ویرانه با یورش تاتار به سرکردگی تیمور لنگ مواجه شد و آنچه که بر جای مانده بود٬  نا بود شد  وشهر یکسره تبدیل به ویرانه گردید .از این رو شاید بتوان چنین گفت که جمع کثیری از مردم ری به دیه تهران گریختند ودر آنجا سکونت گزیدند و همین باعث اعتبار تهران شد و این آبادی را از صورت دیهی کوچک در اورد.

شاه تهماسب عامل شهرت تهران

دیدم که پس از ویرانی کامل ری بر اعتبار و توسعه تهران افزوده شد واین آبادی از صورت دیهی کوچک بیرون آمد وشمار بسیاری از مردمان ساکن ری به تهران کوچ کردند  ولی شهرت واقعی تهران مربوط به صد سال پس از تیمور لنگ ٬ یعنی دوره شاه تهماسب صفوی  ٬ پسر شاه اسماعیل ٬ دومین پاد شاه سلسله صفویه است.

اعتمادالسطنه دراین باره می نویسد:در زمان تهماسب صفوی تهران به واسطه کثرت میاه و اشجار و مانتی که داشت محل توجه شد . شاه تهماسب در سنه ۹۶۱ ه . ش حکم کرد با رویی دور آن  بنا نمدند که شش هزار گام دوره اش بود . وبه عدد سوره مبارکه قرآنی صد و چهارده برج بارو قرار دادند و در هر برجی یک سوره از سوره از سور قرانی مجید دفن کردند. چهارده دروازه برای شهر ساختند و خندق دور بارو به اراضی رمل زار اتصال یافت و چون خاک خندق کفایت ساختن قلعه و بارو راننمود واز دو چال خاک برداشتند : چال میدان و چال حصار و از همان وقت این دو اسم موسوم شد وبه این ترتیب تهران داری برج و بارو شد.

 

 پایان قسمت چهارم

+ نوشته شده در  85/11/15ساعت   توسط علیرضا مهاجران  | 

سر گذشت تهران از دیدگاه مردم شناسی را

 در  سایت ایسنا بخوانید

امروز به سایت خبرگزاری  دانشجویان ایران یا همان ایسنا سری زدم  .که یک باره این مطلب نظرم را جلب کرد ((سر گذشت تهران از دید گاه مردم شناسی ))خیلی برایم جالب بود . عنوان مطلب نظرم را جلب کرد بعد که متوجه شدم وصفحه مربوطه را باز کردم دیدم مطلب من است. اول مطلب را خواندم دیدم ٬ همان مطالب من در مورد تهران  است با نام و مشخصات  خودم . اصلا فکر چنین چیزی را نمی کردم ٬مطلب من درایسنا

اول جا دارد از مدیران و مسولان این خبرگزاری و همچنین از  مدیریت قسمت سرویس نگاهی به وبلاگ این خبرگزاری تشکر کنم .به طور یقین این امر باعث می شود  مطالب بعدیم را  محکم تر  وعملی تر ودقیق تر  بنویسم.فکر می کنم  تبدیل مهاجران به پایگاه تخصصی مردم شناسی کار خوبی بود  که انجام شد ومی توان  گفت این نیز اولین محصول این تبدیل بود .به امید روزی ها خوب و خبرهای خوش در آخر می خوام بگویم :مردم شناسی چتری برای تمام علوم است پس بیاید در زیر این چترعظیم   قدمی دراین جهان پهناور بزنیم .

برای مشاهده متن سر گذشت تهران از دیدگاه مردم شناسی در سایت ایسنا برروی جمله زیر کلیک کنید.

مردم شناسی چتری برای تمام علوم

مهاجران پایگاه تخصصی مردم شناسی

 

تهران  در دوره مغول

بعد از فارسنامه ی ابن بلخی نخستین کتابی که همزمان با یورش و حشیانه ی مغول نوشته شده و شرح بیشتری درباره تهران می دهد ٬ معجم البلدان یا قوت حموی است . یا قوت حموی به سال ۶۱۷ و به هنگام فرار از چنگ مغولان ٬ به ری رسید و از آنجا دیدن کرد ٬ اما قدم به تهران  نگذاشت ٬ ولی با این همه شرح سو دمندی درباره تهران از قول یکی از اهالی ری نقل کرده که کمابیش وضع جغرافیایی واجتما عی تهران  در زمان حمله مغول به ایران را روشن می کند . دکتر حسین کر یمان به نقل از یا قوت می نویسد  : تهران  به کسر سکون  را و نون درآخر ٬ کلمه ای عجمی است و ایشان تهران گویند . چون در زبان آنها طاء وجود ندارد . طهران از دیه های  ری است و میان آن دو ٬یک فرسنگ فاصله است . مردی راستگو  مرا خبر داد که طهران دیهی بزرگ است که در زمین  بنا شده است و کسی را بدانجا جز به خواست ایشان راه نیست ٬ و به کرات نبست به حاکم وقت  راه عصیان پیموده اند . و امر  را جز مدارای با ایشان راهی نیست و در آن دیه دوازه محلت است که هر یک را با دیگری محاربه است و مردم محلی به محلت دیگر نیایند . طهران  دارای با غهای متداخل است ٬ که بناها را مشبک وار در میان خود دارند و این خود مانعی به وقت تهاجم است . اهالی آنجا  با این وجود با گاو آهن و گاو کشت نمی کنند و این کار را با بیل انجام می دهند . چون ایشان را از خودشان دشمنان بسیار است و می تر سند که گاو های یکی را به دیگری غارت برد .

حمدالله مستوفی در کتاب خود نزهه القلوب تهران را جز ناحیت غار  ری دانسته می گوید طهران قصبه ای است معتبر و آب و هوایش خوشتر از ری است و حاصل مانند آن در مقابل اهل آنجا کثرتی عظیم داشته اند .

+ نوشته شده در  85/10/20ساعت   توسط علیرضا مهاجران  | 

سرگذشت تهران از دیدگاه مردم شناسی

راهی ست برای خوب دیدن اطراف خود

                                                                                  با کمک یک مردم شناس

                                                                                                                                            قسمت دوم

معنی نام تهران

پیش از آنکه به توصیف تهران قدیم بپردازم . لازم است اشاره ای به نام تهران بنمایم. در  ریشه شناسی عامیانه نامواژاه تهران را به دو بخش ته+ ران تجزیه کرده اند و آن را به معنی فردی که حیوانات یا افراد دیگر را درپیش می راند و یا در اعماق (زیر زمین ) خانه دانسته اند داشته اند. البته این معنی نیز بر پایه ی نوشته های یا قوت حموی در معجم البلدان و زکریا قزوینی در آثار البلاد و اخبار العباد است ٬ که می گویند :

" تهرانی ها در خانه های زیر زمینی زندگی می کنند"

از سوی دیگر ٬ برخی از از پژوهندگان دو واژه تهران و شمیران را برابر هم گذاشته اند و تهران را  مکان مسطح یا دشت و شمیران را مکانی که در آن برکه یا مخزن آب وجود دارد ٬ معنا کرده اند . تهران به  این ترتیب که ((شمی)) به معنی مکان آبدار و (( ته ))  به معنی مکان مسطح یا دشت یا (( ران )) پسوند مکان ترکیب شده اند و دو واژه  شمیران  و تهران را ساخته اند . بدینگونه که شمی یا ته با پسوند ران ترکیب می شود احمد کسروی نیز تهران را جایگاه گرم وشمیران را جایگاه  سرد  معنا کرده است .

با اینهمه تا کنون این نظر جامعیت و قطعیت  نهایی نیافته و پاره ای از صاحب نظران با آن موافق نیستند به سخن دیگر تا امروز معنای علمی و دقیق کلمه ی تهران - که مورد تایید همه ی پژو هندگان باشد -  مشخص  نشده است .

+ نوشته شده در  85/10/13ساعت   توسط علیرضا مهاجران  | 

یا راشد

گفتم که قصد دارم مهاجران را تبدیل به پایگاه تخصی مردم شناسی کنم در همین راستا  تصمیم گرفتم شهر تهران را از نگاه مردم شناسی بررسی کنم دلیل این انتخاب به چند دلیل بود اول اینکه من ساکن تهران هستم دوم موقیعت تهران در ایران  و جهان  و همچنین پایتخت بودن این شهر و چند دلیل دیگر همان طور که می دانید  نگاه مردم شناس باید نگاه ریز و جزء به جزء باشد اصلا فرق یک مردم شناس و یک جامعه شناس دراین امر است مردم شناس به جزء می نگرد و جامعه شناس به کل می نگرد به طور مثال اگر به یک مردم شناس بگویند به بررسی ایران از یک ویا چند زمینه بپرداز ابتدا او یک استان را انتخاب می کند سپس یک شهر از آن استان را انتخاب می کند بعد از آن هم یک منطقه و سپس یک محله و.... وبه بررسی آن می پردازد البته دراین نوع از تحقیات گذشته های دور هم  بررسی می شود وتاریخ نیز مرور می شود حالا باهم می خواهیم سر گذشت تهران را از دیدگاه مردم شناسی بررسی کنیم .

سرگذشت تهران از دیدگاه مردم شناسی

راهی ست برای خوب دیدن اطراف خود

                                                                                  با کمک یک مردم شناس

 

  مقدمه :

بیش از هزار سال است که نام تهران در برخی از نوشته های پیشین آمده است و دویست و چند سال از پایتختی تهران  می گذرد. تهران  از دیهی کوچک و مردمانی اندک  با خانه های زیر زمینی تبدیل به شهری بی سرو بُن شده با آسمانخراشها و برجهای سر برافشته درآسمان و میلونها مردمی که از بام تا شام در تکاپو و تلاشند.

  • شکل گیری شهر تهران

هنوز روشن نیست که سرزمین  تهران دقیقا در چه تاریخی شکل گرقته است اگر چه با توجه به وجود آثار باستانی مثل سفالینه های چشمه علی - قیطریه و دروس در هسته ی مرکزی این شهر می توان ثابت  کرد که حدود سه تا هشت هزار سال پیش مردمانی در این نقاط زندگی می کرده اند  البته این آثار بعدها بر اثر توسعه ی شهر از میان رفته است و شاید هنوز هو دردل  خاک جای داشته باشد.

از سوی  دیگر هنوز به طور دقیق نمی دانیم  که جایگاهی که امروز آن را به عنوان هسته ی اصلی شهر می شناسیم  از چه دورانی تهران نام گرفته  است زیرا با اینکه تهران در کنار شهر بزرگ  و پر آوازه ای  چون ری قرار داشته در هیچ  یک از نوشته  های با ستانی مربوط  به دوران پیش از اسلام نمای آز آن نیامده است .

  • تهران در  متون دوره  ی اسلامی

باری می دانیم  که نام تهران از سده سوم هجری  وجود داشته  و دلیل آن هم سخن  سمعانی در الا نساب  و یا قوت حموی درالمشترک است آنجا که احوال محمد بن حماد ابو عبداالله حافظ  تهرانی  رازی سخن بی میان  آمده است  محمد بن حماد از رجال پر اوازه سده سوم هجری  است  که در مصر  و شام  وعراق  حدیث می گفته و درسال ۲۶۱ یا ۲۷۱ وفات یافته است .

اما کهن ترین منبعی که از تهران نام برده فارسنامه ابن بلخی است که بین سالهلی ۵۰۰ تا ۵۱۰ تالیف و در آن از انار تهران به نیکویی یاد شده است.

ازاین پس دیگر  نام تهران در مشهور ترین منابع مربوط به ذکر اخبار پهنه ی  ری می بینیم  از جمله ی این  منابع می توان به  : انساب سمعانی . سلجوق نامه ی ظهیر الدین نیشابوری .  تاریخ طبرسی  اسفندیار .  تاریخ رویان آملی . معجم البدان یا قوت حموی . جامع التواریخ رشیدالدین فضل الله.  نز هه القلوب حمدالله مستوفی . ظفر نامه تمیوری  و...  اشاره کرده است .

ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده در  85/10/08ساعت   توسط علیرضا مهاجران  |