تبليغاتX
مــهـــــاجـــــران

مــهـــــاجـــــران

پایگاه تخصصی مردم شناسی

مردم شناسی ایران

با سلام خدمت تمامی دوستان و خوانندگان مهاجران

در رشته مردم شناسی درسی و واحدی داریم به نام مردم شناسی ایران دراین درس دانشجویان به برسی  و شناخت آداب و رسوم  مردم ایران می پردازند من هم قصد دارم  اینک د  آستانه سال نو  با افتتاح پایگاه مردم شناسی ایران در مهاجران این اطلات جالب و جذاب را در مورد مردم کشورمان و آداب و رسوم آنها دراختیار شما عزیزان قرار دهم امیداورم با کسب اطلاعات ازاین پایگاه شما نیز بهتر و دقیق تر و مسند تر با آداب رسوم کشورمان آشنا شویم .

 

با تشکر مهاجران

  

 آئین چهار شنبه سوری

 

 يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.

  در دوران قدیم و یا دوران باستان ایرانیان معتقد بودند در اخرین سه شنبه سال اروح مردگان در منازل آن   ها  جمع می شو ند به همین  دلیل  آنان از آتش و نور استفاده می کردند تا زردی و نخوت را دور کرده  و سرخی و شادابی را کسب کنند به همین دلیل  در کنار آتش حرکت می کردند .

چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.

در ايران رسم است كه پيش از پريدن  آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب  آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها  را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي  افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند  و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي  مي خوانند.

زردي من از تو ، سرخي تو از من 

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا 

اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده 

خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"

هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به  ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود  تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده   نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود  ببرد.  

 

مراسم كوزه شكني

مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين  مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم  به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي کنند

 

قاشق زنی

درایران کهن برای پذیرایی از ارواح غذا های گوناگون می گذاشتند و این رسم هنوز در روستا های  استان فارس رایج است .ایین قاشق زنی تمثیلی از فرا رسیدن این مهمان تازه رسیده است . و خود قاشق و ظروف مسین نشانه ی غذا و غذا خوری است چون ارواح پنهان  و غیر محسوس بودند بنابراین تمثیل آنان نیز باید نا شناس بماند از این رو پسران چادر به سر می کردند و دختران روی می پو شاندند . قاشق کوبیدن بر ظرف فلزی نشانه ی غذا خواستن  است و بر خانواده ها ست که غذا در ظروف آن بریزند .

 

تقسيم آجيل چهارشنبه سوري

زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري» از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوري شده است.

   تحريف آيين چهارشنبه سوري

 

يافته هاي پزوهشي نشان مي دهد كه تمامي آيين ها و يادمان هايي كه مردم ايران در هنگامه گوناگون بر پا مي داشتند و بخشي از آنها همچنان در فرهنگ اين سرزمين پايدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نياكان ما در آميخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، اميد به زندگي ، نبرد با اهريمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمايش ها و آيين هاي گوناگون نمايشي گنجانده شده بود .

رفتار خشونت آميز و مغاير با عرف و منش جامعه نطير آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوري شاهد آن هستيم ، در هيچكدام از اين آيين ها ديده نمي شود .

 

بهتر است بگوييم ، كساني كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتي مردم را هدف مي گيرند ، با تن دادن به رفتاري آميخته به هرج و مرج روحي ، آيين چهارشنبه سوري را تحريف كرده اند .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  85/12/21ساعت   توسط علیرضا مهاجران  | 

سرگذشت تهران از دیدگاه مردم شناسی

راهی ست برای خوب دیدن اطراف خود

                                                                                  با کمک یک مردم شناس

                                                                                                                                            قسمت چهار

چال میدان و چال حصار

چنانکه می بینیم بنا به گفته اعتماد السلطنه انتخاب نام چال میدان و چال حصار برای دو محله ی قدیمی تهران ، مربوط به خا کبرداری از این برای ساختن برج و باروی شهر است ، اما این وجه تسمیه چندان هم منطقی به نظر نمی رسد . باز اگر  خاک چالها برای ساختن دیوار ارک سلطنتی به کار  رفته بود شاید می شد  تا اندازه ای چنین فرضی را باور داشت  ولی چال حصا رو به ویژه چال میدان فاصله زیادی از ارک دارند . نکته ی  دیگر اینکه اگر این خاکبرداری برای ساختن با رو های شهر تهران بوده است ، چرا   تنها ازاین دو محل صورت  گرفته  که فاصله ی زیادی با شمال و شمال غربی و شرقی و حتی جنوب بارو داشته اند و چرا از شما تهران به ویژه از درون  شهر و نه ازبیرون آن خاکبرداری نشده است حتی اگر  فرض کنیم که خاک این دو محل برای ساختن برج  و باروی بلند شهر حمل کنند ، بلکه اکثر نقاط پهنه تهران که در کنار با رو قرار داشت چنانکه  امروز هم آشکار است - خاک خوبی دارد بنابراین ، این دو نام یا دست کم نام چال حصار ، نامی قدمی و متعلق به روزگاری است که تهران در زیر زمین ساخته می شد.

همچنین  گویا کلمه چال و در ترکیب نامهای  برخی دیگر از امکان تهران قدیم که همه در محل دیه با ستانی تهران قرار دارند - نیز آمده است . مثلا حمام چال و مدرسه چال دربازار و چال زنبورک خانه - معروف به گود زنبورکخانه در شمال خیابان مولوی و نظایر اینها . تعدادی از خانه های زیر زمینی تهران  نیز  روزگاری دراین محلها قرار داشته است .

حدو مرز تهران با برج و بارو

باری ، سر انجام  تهران دارای برج و بارو شد حد و مرز تهران با برج و باروی شاه تهماسبی بر طبق نقشه ای که از تهران آن زمان  موجود  است  بر حسب خیابانهای کنونی به ترتیب زیر بوده است :

۱- حد شمالی خیابان امیر کبیر ( چراغ گاز ، چراغ برق ) میدان سپه و خیابان سپه سابق

۲- حد جنوبی خیابان مولوی کنونی

۳- حد غربی، با اندکی انحراف خیابان شاپور سابق

۴- حد شرقی خیابان ری فعلی

چهار دروازه تهران

چهار دروازه تهران که در چهار سوی شهر قرار داشت و در زمان صفویه احداث شد  عبارت اند از :

۱- دروازه حضرت عبدالعضیم یا دروازه اصفهان ، که در شمال خیابان مولوی و درابتدای بازار دروازه یا بازار حضرتی قرار داشت

۲- دروازه دولاب ، در مدخل بازار چه نایب السلطنه ، در خیابان ری فعلی

۳-  دروازه شمیران ، در مدخل خیابان پامنار

۴- دروازه قزوین در مدخل بازار چه قوام الدوله در میدان  شاپور سابق

در نقشه دارالخلافه  تهران قدیم ترسیم سال۱۲۷۵ ه ق به جای چهار درو ازه  شش  دروازه  دیده می شود  یعنی غیر از چهار دروازه  یاد شده ، دو دروازه دیگر یکی در شمال و یکی در جنوب  قرار دارد که در نقشه  مشخص است . اسن دو دروازه بعد از دوره صفوی ساخته  شده . دروازه ای که در شمال قرار دارد دروازه  ارک یا دروازه دولت است و دروازه ای که در جنوب قرار دارد دروازه محمدیه یا دروازه نو بوده است

دروازه شمال ارک دولتی از بناهای  افغانهاست . زیرا آنها  یک جانب هر ارکی را که در ممالک محروسه بنا می کردند به صحرا وصل می نمودند تا همیشه راه گریز داشته باشند  علاوه براین افغانها روی خندق شمالی مقابل دروازه دولت پلی ساختند که راه ورود به ارک بود .

دروازه دیگر دروازه محمدیه است که در زمان  محمد شاه قا جار ساخته شد و به آن دروازه نو یا دروازه غار قدیم نیز می گفتند ، این  دروازه درمحله پا قاپول یا میدان اعدام قرار داشت.

پایان قسمت پنجم 

+ نوشته شده در  85/12/10ساعت   توسط علیرضا مهاجران  | 

گنجینه ما وشما

باب پنجم: دوستی

مبارز راه روشنایی کسی که بد او را می خواهد به دوستی نمی گیرد . همچنین نزد کسانی که می خواهد تسلایش دهند دیده نمی شود. از کسانی که فقط به هنگام شکست در کنارش هستنذ ، اجتناب می کند - دوستان کاذبی که می خوا هند ثابت کنند که ضعف هم منافعی دارد -آنان همواره خبر بد می آورند و می کو شند اعتماد به نفس مبارز را تخریب کنند و به این کار خود نام همبستگی می دهند . هنگامی که او مجروح  می بیند، اشک  می ریزند اما دراعماق  قلبشان  از اینکه مبارز درنبردی شکست خورده است شادمان هستند . آنها نمی دانند که این هم بخشی از نبرد است .

همراهان حقیقی یک مبارز در همه لحظات نزدیک او هستند ، در لحظات دشواری و در لحظات سعادت .

پائولو کوئیلو

در انتخاب دوست شتاب مکن وبه تعجیل از آنان روی نگردان.

سولون

دوستان حقیقی اگر از دیده بروند ، ازدل نخواهند رفت .

سیسرون

بهترین دوست تو آن کس است که عیوب تو  را نزد تو  هدیه کند.

امام صادق

دوست بسان چتریست که باید روزهای بارانی همراه شما باشد.

پل نرولا

دوستانی را که داری و آنان را آزمودی ، با قلابهای فولادین به جان و دل خود پیوشته نگاه دار.

شکسپیر

دوستی مانند اسناد کهنه است  قدمت تاریخ ، آن را قیمتی می کند .

گوته

من در جهان یک دوست داشته ام و آنهم خودم بوده ام

ناپلئون

نهال دوستی واقعی ، آهسته رشد می کند .

جرج واشنگتن

دوستی ازدواج دو روح است ودر آن طلاق و جدائی جایز نیست .

ولتر

دوستانت باید مثل کتابهای که می خوانی کم باشد و بر گزیده .

مثل انگلیسی

یک دوست خوب  به اندازه صد قوم  و خویش ارزش دارد.

مثل فرانسوی

دوست خود باش تا دیگران هم دوست تو گردند.

مثل اسکاتلندی

دوستی ، عشق است منهای  بالهایش

مثل آلمانی

دوستی همان ، عشق است  ، توام با عقل

مثل آلمانی

 

one who neglects old friends

for the sake of new ones

often loses both

----------------------------------------

خانه دوست کجاست ؟

نریسده به درخت ، کوچه باغی است که از خواب خداسبز تر است.

کودکی که می بینی رفته از کاج بلندی بالا ، جوجه بر دارد از لانه نور

واز او می پرسی ، خانه دوست کجاست ؟

+ نوشته شده در  85/12/01ساعت   توسط علیرضا مهاجران  |